خرید بک لینک
سنرد . (اِخ ) دهی است جزء دهستان قشلاق بزرگ بخش گرمسار شهرستان دماوند. دارای 600 تن سکنه است. آب آن از حبله رود. محصول آنجا غلات ، پنبه ، بنشن ، لبنیات و شغل اهالی آنجا زراعت و گله داری ، قالیچه ، گلیم ، جاجیم و پلاس بافی است. دبستان دارد و ساکنین آن از طایفه ٔ اصانلو هستند و عده ای از آنها در تابستان به ییلاق فیروزکوه میروند. مزرعه ٔ بیگلربگی که در انتهای رودخانه ٔ حبله رود واقع است جزو این ده بوده ، نیزار طولانی در کنار و کف رودخانه دارد که نی آن بوسیله

برچسب: نویسنده: کارن رادمنش تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 19:41

روستای سنرد شهرستان گرمسار به زودی به مقصد گردشگری و الگوی احیای روستایی با مشارکت جامعه محلی تبدیل میشود. به گزارش فانوس، محمد جهانشاهی سرپرست اداره کل میراثفرهنگی، صنایعدستی و گردشگری استان سمنان در بازدید از نحوه ارائه خدمات نوروزی در شهرستانادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کارن رادمنش تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 19:41

الان غروب جمعه چهاردهم اردیبهشت سال یکهزارو سیصدو نودو هفت می باشد نمیدونم چند جمعه از عمرم گذشته است و چند جمعه دیگه باید همچنان انتظار کشید و چشم به راه بود و به افق ها نگاه کرد تا شاید مرد آسمانی از را برسد و التیام بخش دل زخم خورده مظلومان عالم باشد خدایا چقدر باید کودکان یتیم شوند و ظلم و جور زمامداران و حاکمان ستمگر در عالم گیتی را تحمل کنند تا او بیاید واقعا سخت است انتظار کشیدن و با نامردی ها یک تنه مبارزه کردن .

برچسب: نویسنده: کارن رادمنش تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 19:41

روز چهارشنبه که مصادف با نیمه شعبان بود تصمیم گرفتم به اتفاق دخترم راهی شهرستان گرمسار و به قصد دیدن روستایم عازم سنرد شویم بعد از رسیدن به روستا و دیدن مناظر و استشمام بوی زندگی و طراوت و تجدید خاطرات گذشته مجددا به گرمسار برگشته و سپس از گرمسار به محل سکونت خود مراجعت نمودیم اما هدف من از ذکر و بیان این موضوع این بوده که روستا مامنی است که همراه با حس آرامش است و برگشتن به اصل خود نیز آرامش و راحتی را در پی دارد پس بیاییم تا روستایمان را آباد و زنده نگه

برچسب: نویسنده: کارن رادمنش تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 19:41

باردیگر جمعه آمد و تو دوباره متولد می شوی و من دوباره لی لی می کنم سر به هوایی دیروز را... اگر تو آن همزاد همیشه نیستی پس چرا ساعت قلبم اینگونه با گریه ها و خنده های تو هم دقیقه است... پس چرا من با لبخندهای تو می خندم با اشک های تو سرازیر می شوم... دلگیر مشو از من اگر گاهی میان کتاب جغرافیا تو را گم می کنم... اگر توی صفحات جدول ضرب، حساب روز و ماه از دستم بیرون می رود... بر من مگیر اگر گاهی تو را از گل های باغچه تشخیص نمی دهم....

برچسب: نویسنده: کارن رادمنش تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 19:41

در دل من هزار و یک درد استدر سر من هزار آشوب استاین دروغ مرا تو باور کن:زندگی خوب و حالمان خوب استکوچه پس کوچه های این شهرمکوچه پس کوچه هایی از دردندتو کجایی که بی تو محبوبمخاطراتت کلافه ام کردند... :(.زیر باران قدم زدم دیشبگریه کردم به حجم دلتنگیشکوادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کارن رادمنش تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 19:41

خیلی فکر کردم که یه روستای مخروبه که بیش از چهل سال خالی از سکنه بوده چه دارد که باید این همه از اون حرف بزنیم و دائم از اون بنویسیم و بخوانیم و بشنویم .واقعا چه چیزی در آن نهفته است که برای من و امثال من تا این حد جاذبه دارد مگر در این روستا گنجی نهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کارن رادمنش تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 19:41

دوباره روی این دفتر نوشتم من که می آییبه امید خدا شاید ثمر بخشد شکیبایی تو را هرکس به آیینی تمنا میکند باز آ و رنگ واقعیت ده بر آن دنیای رویاییبرآن دنیای نابی که درآن دلداگی رسم است و روزی میشود معنا که مولا جلوه بنماییبیا ای یوسف زهرا قدم بر چشم ما ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کارن رادمنش تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 19:41

باتمام وجود میگویم که روستای عزیزم دوست دارم و هیچگاه فراموشت نمی کنم همیشه در کنج دلم جای داری همیشه تنهایی های مرا پر می کنی و وجود تو برایم امید به زندگی را در پی داره هرگاه دلم می گیرد تنها می شوم در گوشه ای رفته و به یاد گذشته می افتم گذشته ای کادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کارن رادمنش تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 19:41

باور کن فردا رنگ عشق ، قطعا و یقینا فریبکارانه تر از حالاست ... دیگر کسی نه مجنون را خواهد شناخت و نه نقشی از فرهاد عاشق ، در بیستون کوه بر جای خواهد ماند ... دیگر هیچ صدایی از تیشه فرهاد در کوه حک نخواهد شد ... و هیچ شیرینی سر به بیابان نخواهد گذاشت ... دیگر کسی عاشق نخواهد شد ... و عشق متولد نخواهد شد ... و فردا روزی است که همه ی ما داریم سنگش را حالا به سینه می زنیم ... تو اما کاری به فردا نداشته باش ...

برچسب: نویسنده: کارن رادمنش تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 19:41

الان که روستایم یعنی سنرد آدماش همه در مکان های دیگه غیر از روستا زندگی می کنند ولی به لطف فضای مجازی در حریان امورات روستا قرار می گیرند و با تشکیل گروه تلگرامی دور هم جمع شده اند مطالب پست شده در این گروه را کم و بیش مطالعه می کنم و نکته مهم و قابل اعتنا برایم این است که انواع سلایق سیاسی در بین افراد هم روستایی و هم دهی وجود دارد یکی به جپ می زند آن دیگری راستی است یکی در طیف سیاسی اصول گراست و تمام قد از جریان سیاسی که به آن علاقمند است دفاغ می کند و فرد دیگری با جریان اصلاح طلب عقد اخوت بسته اند و این مهم است که هر فرد برای خودش تصمیم می گیرد و گرایش سیاسی خاص خود را دارد و با تعصب نیز از آن دفاع می کند و این یعنی رشد و بلوغ سیاسی در بین آحاد افراد جامعه و این هم یکی از نقاط قوت مردم سالاری دینی در جامعه ایران اسلامی می باشد برچسبها: روستای سنرد نگینی بر دل کویر, اصلاح طلب, اصول گرا, مردم سالاری دینی + نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم دی ۱۳۹۶ساعت 22:23 توسط به سنردی | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کارن رادمنش تاريخ: دوشنبه 18 دی 1396 ساعت: 3:11

روستای من سنرد زمانی که پرجمعیت بود و هنوز مردم روستا را رها نکرده بودند و بار هجرت نبسته بودند علیرغم داشتن مسجد و بلندگو و موذن لیکن مردم به آن حد از درک و شعور اجتماعی رسیده بودند که اول صبح برای اذان از بلندگوی مسجد استفاده نکنند و باعث آزار و اذیت همسایگان و اهالی نشوند به همین سبب روستا موذنی داشت به نام ذبیح معصومی که خداوند روحش را قرین رحمت و مغفرت نماید ایشان هر روز صبح موقع اذان با حنجره خودش اذان می گفت و با صدای دلنشین اذان وی دلها آماده می شد برای اقامه نماز صبح و آغاز و شروع فعالیت روزانه برای کسب روزی حلال. گرچه بنده زیاد از آن زمان خاطراتی را به ذهن ندارم و بیشتر خانه های روستا را به یاد دارم که هرروز در حال تخلیه بودند . برچسبها: روستای سنرد نگینی بر دل کویر, شهرستان گرمسار, نماز صبح, ذبیح اله معصومی + نوشته شده در یکشنبه هفدهم دی ۱۳۹۶ساعت 5:56 توسط به سنردی | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کارن رادمنش تاريخ: دوشنبه 18 دی 1396 ساعت: 3:11

امروز دهم دی ماه سال 1396 هجری شمس است یعنی در فصل زمستان قرار داریم و حالت طبیعی آن است که الان باید سزمای هوا را داشته باشیم ولی آنچه که نمایان و نمود بیرونی داره اینه که هیچ اثری را ما از سرما نمی بینیم گویا که یه فصل دیگه ای به جز فصل زمستان است در سال هایی که در روستای سنرد زندگی می کردم این موقع از سال فصل سرما بود و سرمای زمستان روستا که توام با کویری بودن آن شده بود سرمایی را تولید می کرد که تا غمق استخوان هایت نیز نفوذ می کرد و به صورت کامل می توانستی فصل زمستان را درک کنی قبل از این که به روستا برق رسانی شود و با توجه به برودت هوا در آن زمان تنها کرسی بود که می توانست از عمق نفوذ یافته سرما کاهش دهد اگر ذغال داشتی این گرما توسط زغال در کرسی ایجاد می شد و اگر هم زغال نبود با هیزم و تیغ های خشک شده تولید گرما می شد و گرمای کرسی اول صبح لذت بخش تر بود همراه با یه چای داغ که توسط مادر خانه آماده می شد و شما میل و نوش جان می کردی . استفاده از کرسی در فصل زمستان در روستا در زمان های گذشته خود داستان های زیادی وجود داره که در این مجمل نمی گنجد و نیاز است تا در نوشته های آینده به آن به صورت کامل تری پرداخته شود برچسبها: گرمسار, روستای سنرد, خانه های خشتی_ مهاجرت, معماری + نوشته شده در یکشنبه دهم دی ۱۳۹۶ساعت 6:19 توسط به سنردی | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کارن رادمنش تاريخ: دوشنبه 11 دی 1396 ساعت: 23:38

اول صبحی حالا که شهرنشین شدیم یاد صبح های روستا اقتادم قدیم ترها که وضعیت آب و هوایی به شکل امروزی نبود وقتی صبح زود از خواب بیدار میشدی و از خونه بیرون می زدی یک لایه شبنم همچون برف را میدیدی که بر روی بام های خانه و کوچه و خیابان نشسته است و صحنه های زیبایی چشمانت را نوازش می داد ولی نمیدونم چرا الان دیگه اینطوری نیست و دیگه نمیتونیم اون صحنه های زیبا را دوباره ببینیم برچسبها: روستای سنرد نگینی بر دل کویر, روستای سنرد + نوشته شده در دوشنبه بیستم آذر ۱۳۹۶ساعت 6:29 توسط به سنردی | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کارن رادمنش تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 5:28

روستای سنرد که در گذر ایام روزهای مختلفی را پشت سرگذرانده و همه سختی ها را تحمل کرده و الان در نقطه ای قرار گرفته که ما قرار داریم روستایی که پدران و مادران زحمت کش و رنجدیده ما در آن زندگی کرده اند و مرارت ها کشیده اند و حالا این روستا نیز می تواند سمبل صبر و مقاومت باشد که رنج زمانه گرچه مسیر رشد و بالندگی آن را در یک برهه از زمان متوقف کرد ولی ناامید نشد و الان با اراده فرزندان نسل سنردی ها دوباره دارد به حرکت می افتد دوباره دارد شکوفا می شود ودوباره دارد قدعلم می کند که یک روستای کهن با پیشینه تاریخی و مردمی با عزم و اراده ای پولادین هرگز از بین نخواهد رفت و مردمانش فراموش نخواهند شد هنوز روستا دارد نفس می کشد هنوز روستا زنده است و دارد نقطه اتکای همه سنردی ها می شود. هنوز من صدای ها و نجواهای بسیاری از سنردی ها را میشنوم گرچه الان در بین ما نیستند اما خاطراتشان هیچگاه فراموش نخواهد شد مردانی همچون محمد فراوان ,اسد صمدی یا ابولی, قهرمان مقصودی یا ابولی, اسماعیل عرب معصومی ابوی اله مراد,نبی الله معصومی,حیدر کبودسنگی,ذبیح الله معصومی, غفور معصومی, اسماعیل تندپور,بگ محمد پورسعیدی, مصطفی پور سعیدی, حسن معصومی, رضا معصومی, قهرمان مخعصومی, اسفندیار معصومی,فیض الله معصومی, نجف معصومی,جعفر معصومی, گل آقا معصومی, هدایت الله معصومی, نعمت پازوکی, فرج الله پازوکی, حسین پازوکی, حسن پازوکی, ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کارن رادمنش تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 5:28

صفحه بندی