باز هم می خواهم از سنرد بنویسم از خاطراتم از کودکی هایی که در این روستا کرده ام از افراد مهربانی که با رفتار خود مهربانی ها را شرمنده خود کردند از روزگارانی که هنوز فراموش نشده اند و نباید فراموش شوند آری مردمانی که با صبر و تحمل خود سرمای سوزناک زمستان های کویر را با محبت و لطافت و مهربانی تبدیل به بهار می کردند بهار را گفتم یاد بهار یاد سرسبزی و خرمی و شادی را به یاد می آورد و توگویی بودن در روستایی به نام سنرد خود بهاری است دلچسب و زیبا که آنانی می فهمند که من چه می گویم که خودشان با پوست و گوشت و استخوان خویش این موضوع را لمس کرده باشند.
صحبت از روستای مهربانی هاست آنجا که دوستی و مهربانی گفتمان تک تک مردمان آن بوده است و شاید که ندانی من چه می گویم اما وصف العیش نصف العیش است پس گوش دل به ما بسپار و ما را دنبال کن
برچسبها: سنرد, روستایی برکرانه کویر, خاطرات کودکی, گرمسار, روستای سنرد
+ نوشته شده در جمعه هفدهم آذر ۱۳۹۶ساعت 1:7  توسط به سنردی
|
زندگی دوباره...
ما را در سایت زندگی دوباره دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 190 تاريخ: دوشنبه 20 آذر 1396 ساعت: 2:46